X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان























انتخاب هایم مرا به اینجا رساند

 

 شب همگی بخیر

تا بد قول نشدم این پست رو بنویسم

قرار شد ی توضیح بدم در مورد دفترچه

خوب دوستان عزیز تر از جان

ی توضیح کوتاه بدم

که نحوه کار کردن من با دفترچه برنامه ریزی ی چیز من در آوردی!!! هست

یعنی هیچ جا ندیدم و خودم تصمیم گرفتم بر اساس شخصیت و خواسته ها آرزوهام

این شکلی و این مدلی باشه دفترچم و از نظر من درستش هم همین هست

یعنی میشه از دیگران ایده گرفت

ولی آرزوهای هر آدمی فقط و فقط مختص به خودش هست و بنابراین نمیشه گفت

کسی می تونه از روی دست یکی دیگه کپی کنه

پس اولین نکته این شما هستید که تصمیم می گیرید!


نکته دوم :

از خودتون بپرسید از زندگیتون راضی هستید؟

این همون زندگی هست که ده سال دیگه می خواید داشته باشید؟

از زندگی عقب نیستید؟

از هم سن و سال هاتون؟

از آدم هایی که ی جای دیگه زندگی میکنن؟

ی دنیای دیگه دارن و ی آرزوهای دیگه!!

خودتون رو با کی مقایسه می کنید؟

با دختر همسایه بغلی؟

یا دختر خاله؟

یا زن پسر خاله؟

با جاری خانم؟

یا زن داداشم؟

اصلا آدم ایده ال دارید تو زندگیتون؟

اصلا می خواید ی تکون اساسی به زندگیتون بدید؟

میخواید حس پوچی و بی ارزش بودن

زندگی و فقط گذران عمر بودن براتون یکدفعه عوض بشه؟

اگه جوابتون به همه این سوال ها

و ی عالم سوال دیگه ی بله محکم هست

خوب پس می تونم بگم شما می تونید خیلی راحت ولی در عین حال سخت

به خواستتون برسید

چطوری؟

1- اگه خواسته شما براتون مهم باشه هیچ چیزی باعث نمیشه

شما متوقف بشید

سختی ها یی که سر راهتون هست

طول کشیدن  زمان و نتیجه ای نگرفتن

همه و همه چیز هایی هستن که باعث میشن ی جایی و در ی هفته ای

برنامه رو ول کنید


2- اگه فقط فیگور ی آدم برنامه ریز رو به خودتون بگیرید

خیلی زود برنامه رو رها می کنید

برای اینکه بتونید برنامه رو جلو ببرید

باید مثل ی ورزش کار که روزهای اول درد میکشه

سختی بکشید و خودتون رو نرم کنید

بعد از اون می تونید وزنه های سنگین بردارید

بدون اینکه دیگه دردی احساس کنید


نکته سوم: و مهمترین نکته

باید ی چیزهایی تو زندگیتون باشه که براتون مهمه

مثلا آینده شغلی

تحصیلی

درآمد

روابط اجتماعی

کار کردن رو شخصیت

و... خیلی چیزهای دیگه

اگه آرزویی ندارید پس اصلا سمت دفترچه نرید

چون این دفترچه اصلا دفترچه ثبت کارهای روزانه نیست

قرار به شما کمک کنه به خواسته هاتون برسید

نه اینکه فقط بنویسید چکار می کنید!!

من نمی تونم به شما بگم چی بذارید تو برنامه روزانتون

شما باید خودتون فکر کنید

چی میخواید تو زندگیتون

خوب من ی مثال براتون میزنم

روزی که شروع کردم به نوشتن برنامه درست و دقیق نمی دونستم چی میخوام

بعد کم کم ایده ها اومدن

قدم به قدم رفتم جلو

برنامه رو هی ریز تر کردم و شکستم

روی هدف هام هی تمرکزم رو بیشتر کردم



این برنامه رو نگاه کنید!

اصلا شباهتی به برنامه ای که من امروز صبح شروع کردم در هفته بیست و دوم نداره

ولی برام خیلی خیلی ارزش داره

چون قدم های اولم بودم

پس نکته مهم اینه از هیچی نترسید

از اینکه برنامه سبک هست و شما هیچ اتفاق خاصی رو تو روند زندگیتون مشاهده نمی کنید نترسید

شما لاکپشت هستید و قراره از ی خرگوش جلو بزنید

پس باید صبور باشید

در چند دقیقه و چند ساعت اول مسابقه شما از خرگوش خیلی عقب هستید

اما اگه آهسته و پیوسته جلو برید از خرگوش حتما جلو می زنید

گفتم قبلا که معجزه دفتر برنامه ریزی اینه که قواعد رو به هم میزنه!!

برای من که اینجور بود کلی قاعده رو بهم زد (پروفسور "ن")

نکته مهم بعدی:


به گزینه هام نگاه کنید

این برنامه برای اول اردیبهشت هست

دو تا گزینه خالی دارم


دو هفته بعد همچنان همون ستون خالیه!!!


هفته های بعد تر!!

هنوز اون ستون خالیه!!

خوب شاید ی ستون تو دفترچه برای چند هفته خالی موندن گزینه اصلا قابل توجهی نباشه

اما نکته این موضوع کجاست؟

من دنبال ی موضوعی بودم

هر چی سرچ می کردم

کمتر پیدا می کردم

هفته ها این گزینه تو برنامه ریزیم خالی می موند

گاهی بعضی وقتا ی کارهایی می کردم

مقاله ای پیدا می کردم و اون روز می خوندم

و گزینه تیک می خورد

اما فرداش و بعد خوندن اون مقاله هنوز سر جای اولم بودم

اما گزینه همچنان بود

حذف نشد

چون اون گزینه بخشی از خواسته و آرزوی من بود

من با دیدن خالی موندن اون گزینه حذفش نکردم

بی خیالش نشدم

و به راهم ادامه دادم

هر چند کند

هر چند خالی

هر چند لاکپشتی

ولی هنوز تو مسابقه بودم

پس تو مسابقه با خودتون و خرگوش زندگی مهم اینه تو مسابقه باشید!!

حتی اگه تمام گزینه ها خالی باشه

حتی اگه هیچ روزی و هیچ گزینه ای رو رنگ نکنید

یکی از دلایل شما برای ادامه ندادن برنامه این بود

که می گفتید این هفته نرسیدم و از شنبه!!

این شنبه هیچ وقت نمیاد

من خودم برنامه رو روز اولی که شروع کردم از دوشنبه شروع کردم

چون شنبه هم ی روز خد است و با دوشنبه هیچ فرقی نداره

بیست و سه هفته مداوم و بدون وقفه کلاس زبان رفتم

یعنی فکر می کنید این وسط خسته نشدم؟

دلم نخواست ی هفته خونه بمونم و کمرم رو یکم استراحت بدم؟


از نظر من و در مورد خودم:

انجام ندادن برنامه ها با پشت کار

چند تا دلیل داره

من خودم و خواسته هام رو درست نمی شناسم

وگرنه مگه میشه از کاری بی نهایت لذت برد و بعد گفت نشد و نرسیدم انجام بدم

دوم آنقدر زندگی برام یکنواخت شده که اصلا آرزویی ندارم


من وشما و کلا هم نسل های ما اصلا طبق هیچ اصولی جلو نرفتیم

هیچ کس نبود به ما کمک کنه که فلانی تو توی این زمینه استعداد داری

و باید بری به این سمت!!


سعی کردم یکم در مورد دفترچه جادویی توضیح بدم

اما نکته مهم اینه که خودتون باید انجامش بدید و باهاش دوست بشید

و ببینید با شما چکار میکنه

هر چی من توضیح بدم انچنان موثر نیست

پس :

1- خواسته هاتون رو مشخص کنید از زندگی

همین الان از زندگی چی میخواید؟

2- با ی برنامه سبک شروع کنید

مثلا من میخوام ده کیلو وزن کم کنم

شروع میکنم و یکی از گزینه هام رو رژیم درست میذارم

و با ی برنامه سبک شروع میکنم


بازم اگه جایی درست توضیح ندادم بگید دوستان


نویسنده کتاب اثر مرکب خواسته بود بعد خوندن کتاب بهش ایمیل بزنیم

من میخوام ی ایمیل براش بنویسم

امیدوارم شما هم به زودی براش ایمیل بزنید



نوشته شده در شنبه 16 تیر 1397ساعت | 23:37 توسط سپیده | نظرات (7)