X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان























انتخاب هایم مرا به اینجا رساند

  ظهر روز تعطیل همگی بخیر باشه دوستان

چقدر تعطیلی داریم نه؟

این روزها دلم نمی خواد روزگار تند بگذره

کلی کار دارم که امیدوارم تا شهریور بتونم انجام بدم

و همون آخر های شهریور بشه دفاع کنم

و دیگه وارد ی سال تحصیلی جدید نشم

و این داستان ی جایی به خوبی و خوشی تموم بشه

منتظرم جواب این مقاله بیاد و دیگه برم دنبال کارهای اداری دفاع

ی درخواست باید تو سایت بدم

و ی سمینار که میشه گفت کاری نداره چون

پاو رهام آماده است و ی غلط گیری و اصلاح نهایی پایان نامه که باید تا آخر تیر تمومش کنم

چون به خودم قول دادم گزینه پایان نامه رو دیگه از تو برنامم حذف کنم

و این حذف کردن گزینه ها بهم کمک میکنه یکم نفس بکشم

اگه بتونم گزینه پایان نامه رو تا یکی دو هفته دیگه حذف کنم

عالی میشه

البته که این هفته و هفته آینده سرم حسابی شلوغه

باید وقت بذارم برای مقاله کنفرانس

و کارهاش رو انجام بدم

دیروز رفتم تو سایت و دیدم که کلی مقاله ارسال شده برای کنفرانس
و خوب مقاله من پوستر شده و خودم هم بیشتر از این انتظار نداشتم

و همین که قبول شد خودش کلی هست

بعد دیدم دو تا از دانشجو های ارشد علی هم پوستر دارن هم زمان با من

البته احتمال اینکه خودش بیاد کمه

امیدوارم نیاد اصلا حوصلش رو ندارم!!

بعد دیدم اون استادی که کارهاش رو می خونم هم چند تا پوستر داده با دانشجوهاش

و برام جالب بود اسم بیشتر استاد ها بود و همه کارها پوستر!!

حالا شاید مثلا چند تا کار فرستادن کنفرانس ی تعدادی پوستر شده

و ی تعدادی ارائه

از امروز برنامه ریزی کردم بشینم پوستر رو طراحی کنم

ببینم میرسم یا نه

این از این هفته

هفته بعد که باید برم کنفرانس و چون ی شهر تاریخی و قدیمی هست

حسابی جای دیدنی داره و ما هم ی سه روزی اونجا هستیم

اگه پوستر رو آماده کنم و چاپ کنم کار زیادی ندارم برای کنفرانس

خلاصه که حسابی سرم شلوغه و این وسط کلی ایمیل دارم که باید بشینم بنویسم

و ارسال کنم

ثبت نام کنفرانس خارجی رو انجام دادم

درخواست دعوت نامه رو هم پر کردم

ببینم چی میگن

مدل کنفرانسش این جوری هست

که حتما باید ارائه داشته باشی

و منم فعلا ی عنوان دادم برای ارائه

ایمیل تایید اومد که بررسی می کنن درخواستم رو و خبر میدن


این یکی دو روز کلی کار کردم

دیروز صبح تا ظهر  درگیر نوشتن جواب داور بودم و فرمت نامه رو درست کردم

و نوشتم و فرستادم برای استاد جان

ولی خوب هنوز جوابی نداده

حس می کنم این چند روز رفته مسافرت

گفت احتمالا چهارشنبه هست و خبر میده که برم دانشگاه

جواب داور رو که نوشتم و فرستادم برای استاد جان

یکم کارم سبک شد

نشستم رو مقاله دومی که با استاد جان قراره بنویسیم کار کردم

بعد دیدم ی جایی محاسباتم دقیق نبوده

و دوباره انجام دادم و این یعنی مقاله ای که کامل تا تهش

رفته بودم و نوشته بودم و شکل رسم کرده بودم

و حتی شکل ها رو تفسیر کرده بودم

رفت رو هوا!!

حالا بازم خوبه فهمیدم

دیگه امروز تا ی جایی رسوندم مقاله رو دیگه دستش نزدم

ببرم استاد جان ببینه و نظرش رو بگه

و با چند تا مقاله که پیدا کردم مقایسه بکنه

ببینم نظرش چیه

و میگه اصلاح رو درست انجام دادم یا نه همون راه قبلی درست تره

دیروز چون همش خونه بودم از صبح و کار می کردم

برنامم خوب جلو رفت

حتی یکم از کارهای باقی مونده روز شنبه رو هم انجام دادم

کارهایی که روزانه نیستن و میشه هر وقتی بخوای انجام بدی

دیگه ساعت ده خسته بودم رفتم یکم با مامان فیلم نگاه کردم

مامان هم بادمجون خریده بود

داشت پوست می گرفت که امروز خورشت بادمجون درست کنه

این چند روز همش بوی غذاهای بادمجونی می اومد تو ساختمون و ما هم هوس کردیم

تا یازده فیلم دیدم و بعدش دوباره اومد سراغ برنامه

و دیگه نزدیک های یک بود که خوابیدم

امروز صبح بیدار شدم

و کارهام رو کردم

تا الان برنامه خوب پیش رفته

این وسط ی دوش حسابی هم گرفتم

الان هم دلم می خواد برم یکم دراز بکشم و استراحت کنم

ولی پنج جلسه جزوه زبانم داره چشمک میزنه

برم ی بالشت بذارم رو زمین و همون جور خوابیده بخونمش

عصر احتمالا برم دانشگاه کلی پرینت دارم

برم اونجا انجام بدم و بعدش شاید برم بیرون

فردا هم بالاخره خیاط!!!

مانتو که دادم بدوزه رو قراره بده

باشگاه هم دارم فردا

باید امروز یکم از کارهای فردا رو انجام بدم

و نیرو کمکی بهش برسونم


دلم مهمونی میخواد



نوشته شده در دوشنبه 18 تیر 1397ساعت | 15:23 توسط سپیده | نظرات (1)