X
تبلیغات
زولا























انتخاب هایم مرا به اینجا رساند


 شنبه صبح قبل شش بیدار شدم

کارهام و کردم یکم کتاب و جزوه سبک گذاشتم تو کیفم و راهی دانشگاه شدم

خوب این تایم از روز و مخصوصا تابستون ها اتوبان خیلی خلوته

اینه که خیلی زود رسیدم دانشگاه و منم برعکس اکثر وقت ها که اسنپ رو تا دم در

دانشگاه می گیرم این بار اسنپ گرفته بودم تا خود دانشکده

اختلاف قیمت اسنپ و ماشین خطی ها هزار تومنه

و البته ماشین خطی رو باید برم تا سر خیابون و تازه منتظر بشم که پر بشه

برای همین دیگه با اسنپ میرم و میام

رسیدم بیست دقیقه به هشت بود

عینک آفتابیم رو در آوردم و عینک مطالعه زدم و رفتم بالا

میدونستم پروفسور " ن" هستش و بله بود و داشت رو ی مقاله کار می کرد

سلام کردم و گفتم ببخشید من زود اومد

گفت نه اشکالی نداره بیا داخل

ی سی دی آماده کرده بود برام

میدونستم ی حجم زیادی کار میخواد بده من بخونم

سی دی رو گرفتم

گفت تا اول مهر این ها رو بخون!!

اوووووووووووووووووف یعنی آنقدر زیاد بودن؟

یکم صحبت کردیم و گفت چه  مقاله هایی رو برام ریخته رو سی دی

منم تشکر کردم و خواستم اگه امکان داره

با ایمیل این مدت در ارتباط باشیم که گفت باشه حتما

اومدم پایین و رفتم کتابخونه

نشستم به لغت خوندن

آخه تصمیم داشتم همون جا سی دی رو ببرم انتشاراتی و پرینت بگیرم

و اون تایم انتشاراتی نمی اومد و زود بود

لغت های زبانم رو خوندم

و تا جزوه ای رو که همراهم برده بودم خوندم

ساعت شد نه و نیم

زنگ زدم به یکی از بچه ها گفتم کجایی؟

قرار بود فلشم رو برام بیار

که گفت ده میام دانشگاه

بعدش زنگ زدم انتشاراتی که گفت یک ساعت دیگه میام

زنگ زدم به مرکز مشاوره که منشی گفت عصر زنگ بزن

کلا روز پر زنگی بود!!

رفتم انتشاراتی دانشکده های دیگه و نبودن و هی زنگ زدم و همه گفتن نمیایم

دیدم ساعت ده شده

زنگ زدم به دوستم ببینم کجاست فلشم رو بگیرم

که جواب نمیداد!!

مامان زنگ زد که کجایی و کی میای کتابخونه

گفتم مامان من یازده اونجا هستم

دیدم این دوستم که جواب نمیده

انتشاراتی هم خیلی مونده بیاد

اومدن بیرون تا برم سمت کتابخونه

گفتم اشکال نداره عصر میرم دانشگاه خودمون و پرینت می گیرم

اومدم بیرون و هی زنگ هم میزدم به دوستم

دیگه من که کامل اومدم بیرون

زنگ زد که من نیم ساعت دیگه میرسم!!

میخواستم بگم نیم ساعت دیگه دهه؟؟؟؟؟؟ آره؟؟؟؟

اسنپ رسید و سوار شدم و حرکت به سمت کتابخونه

کلی من و پیچوند

تا اینا یاد بگیرن چطور برن و چطور از نقشه استفاده کنن ما به فنا رفتیم

منم نامردی نمی کنم هر کدوم تو ساعت های گرما کولر نمی زنن و بوی عرق میدن

یا بد رفتار می کنن میزنم ناراضی!!

رفتم کتابخونه و مامان هم رسیده بود

کتاب های رو تحویل دادیم و کتاب های جدید  گرفتیم

مامان فقط ی کتاب میخواست بگیره این بار

در عوض من از اکانت مامان هم استفاده کردم و پنج تا کتاب گرفتم

این هم عکس کتاب ها

بعدش با مامان ی نیم ساعت راه اومدیم تا برسیم خونه

و نمیدونم چرا طبق برنامه زمان بندی که اعلام کردن

برق های ما قطع نمیشه!! و تو ساعت هایی که دلش میخواد برق میره!

سر راه قسط این ماه رو دادم و یکم خرید کردیم و رسیدیم خونه

من که خیلی خسته بودم

تا ناهار گرم بشه یکم کارهام رو کردم

و دیگه مشغول بودم تا پنج

پنج پاشدم آماده شدم که برم دانشگاه

اول میخواستم بخاطر گرما دیر تر برم

بعد گفتم ی وقت دیر میرم و برق ها قطع میشه و دیگه هیچی!!

رسیدم دانشگاه تا خود هفت داشتم پرینت می گرفتم

خیلی زیاد بودن

دو تا پایان نامه و کلی مقاله حجیم

هفت برق ها رفت و من موندم با ی بخش از پرینت ها که باید تموم می کردم

و البته بیشتر از هشتاد درصد فایل ها رو پرینت گرفته بودم

فقط ی قسمت از پرینت های خودم مونده بود که دیگه نشد بگیرم

برگشتم سمت خونه

و باز هم سرم گرم کارهام بود و سر راه دو تا زونکن هم خریدم

که یکم به فایل هام نظم بدم

رسیدم خونه ی چیزی خوردم و اتاق رو نظم دادم و مشغول خوندن فایل ها شدم

اولین نکته این بود که پنجاه درصد مقاله هایی رو که برام در نظر گرفته بود پروفسور "ن" رو خودم

قبلا خونده بودم

و این باعث کلی خوشحالیم شد چون حجم کار برام کم شد

فقط موند اون دو تا پایاین نامه که باید رو یکیش خیلی وقت بذارم

چون برام جدیده

یکیش نه کار کردم و قبلا خوندم و میدونم چه خبره

خلاصه که در عرض این دو ماه و اندی باید وقت بذارم رو این ها

و فقط خوندنش نیست باید کاملا مسلط باشم و تازه چند تا ایده هم در

پایان داشته باشم

فعلا همین امروز ی ایده داشتم که نوشتم که ی وقت یادم نره

این از برنامه ای که برای خودم در نظر گرفتم

از اون طرف بعد کلاس زبان پنجشنبه

باید تند تند کارهای کلاسم رو می کردم

چون بین پنشجنبه تا یکشنبه تایم زیادی نداشتم

خلاصه که درگیر کارهای زبان هم بودم

ولی دیگه یازده شب به خودم استراحت دادم و وسایلم رو جمع کردم

صبح بیدار شدم

تا ظهر آنقدر سرم تو مقاله و جزوه بود

که ساعت سه سر درد شدم

رفتم گرفتم خوابیدم

بعد مثل وقت هایی که قرص خورده باشی

اصلا چشمام باز نمیشد!!

خوابیدم تا سه و نیم و به زور!!! بیدار شدم

دیدم سر دردم خوب شده

معلوم شد از خستگی نبود و از بی خوابی اینجوری شده بودم

پاشدم به ادامه کارها

با ی معجون من در آوری از قهوه و هات چاکلت و کاپوچینو خودم رو نجات دادم

تچهار و نیم  اسنپ گرفتم و رفتم کلاس زبان

کلاس زبانم روزهای سختی رو داره

چون از ی مرحله وارد مرحله جدیدی شدیم و برام فعلا اول راهه

خوب من تو تست های تافل همه بخش ها رو زده بودم

بجز بخش صحبت کردن

که تنهایی نمیشه جلو رفت خیلی

چون باید یکی باشه کمکت کنه و هی حرف بزنی هی غلط گیری کنه

الان با استاد از شش تا task پنج تاش رو رفتیم جلو

و ی بخش رایتینگ رو هم دارم انجام میدم و دیگه مشکلی توش ندارم

فقط می مونه ی بخش آخر صحبت کردن و ی بخش رایتینگ

و دیگه تموم و بعدش فقط تمرین و تکرار هست

چون قبلا و دو سال پیش کلاس رفتم الان با ی کم وقت گذاشتن سریع

پیش میرم و مشکل خاصی ندارم

فقط استاد خیلی سخت گیره و باید شیک حرف بزنی و شیک بنویسی

اینه که منم دارم تحمل میکنم سخت گرفتن هاش رو که بتونم

غیر از اینکه تافل رو جلو می برم

بتونم خوب و شیک حرف بزنم و بنویسم

این دومی برام مهمتره حتی

بعد غیر از این ها هر جلسه لغت هایی رو که مشخص کرده هم می پرسه

و ی جور سختی هم می پرسه و باید خیلی مسلط باشی به لغت که بتونی جواب بدی

خودم فکر می کنم اگه پنج جلسه دیگه پیش برم

از بار و سختی کلاس کم میشه و یکم جلو تر اوضاع برام بهتره

کلا هشت تا بخش هست که باید توش  عالی باشم

من تا الان شش تاش رو رد کردم

البته مثلا ی مورد که رایتینگ کار کردم

خودش دو جور ممکنه سوال بیاد و بنابراین اندازه تو تا بخش زمان می گیره

تمرین کردنش

ولی بازم راضی هستم

الان تو رایتینگ استاد فقط میگه از لغت های سخت تر استفاده کن

و دیگه مشکل نوشتن ندارم

امروز استادم از بین صفر تا ده

بهم هشت داد برای رایتینگ که خوب بود

(رایتنیگ رو نیم ساعته می نویسم که خوب خیلی خوبه)

و برای ی بخش صحبت کردن هم نمره خیلی خوبی بهم داد

بعد همش میگه خوبه که تافل رو انتخاب  کردی و تافل سخت تره!

این هم از کلاس زبان

فردا باید وسایلم رو جمع کنم برای سفر

امیدوارم چند روز اونجا خوش بگذره بهم

الان هم فوتبال هست و همه در تب و تاب فوتبال هستن

من برم صورتم رو بشورم و دیگه ببینم چند تا کار می تونم انجام بدم تا شب

باید کتاب لغتم رو با خودم ببرم

و جزوه زبانم رو چون جمعه که برگردم نمیرسم این حجم لغت رو بخونم

تو فایل ها و کتابخونم گشتم کلی جزوه پرینت گرفته زبان پیدا کردم

ی فایل پی دی اف هست تو نت

تمام آزمون های تافل بخش صحبت کردن رو با جواب گذاشته

البته تا تافل 25

بقیش هم برگردید هست

برای شروع خوبه

و به نظرم اگه بر میگشتم به قبل

اول از این مهارت شروع می کردم

و اگه این مهارت رو ارتقا بدید

خود به خود بخش شنیداری و خوندن هم جلو می افتید

یادم نیست از کجا دانلوش کردم که لینک بذارم

ولی خوب فایل زیاد هست تو نت

برگردید حتما پیدا می کنید


خیاط بالاخره مانتو جانم رو داد

خیلی خوب شده من که دوست داشتم کارش رو فقط حیف

خیلی بد قول بود

فعلا



برچسب‌ها: زبان، تافل، کتاب
نوشته شده در یکشنبه 24 تیر 1397ساعت | 21:01 توسط سپیده | نظرات (6)